oftad shekast zire baran posid adam ke nakoshte bood ashegh shode bood
ندانستم که ای ظالم دلت اهن ربا دارد
**************************************************
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزاین جمع پراکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زینگونه بسی امد و زینگونه بسی رفت
رفتی و فرامو ش شدی از دل دنیا
چون ناله مرغی که ز یاد قفسی رفت
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری امد و فریادرسی رفت
میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
حلول ماه مبارک رمضان را بر همه شما عزیزان تبریک عرض می کنم
امیدوارم در این روزهای عزیز به یاد همه باشید
التماس دعا زینب
اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی
بدوون اینو كه دل من شده جادو به طلسمت
یكی هست این ور دنیا كه تو یادش مونده اسمت
گفتی بخوان چه بخوانم که خسته ام پاییز سرد بی کسی ام را بهار نیست
گفتی تو عاشقی و بگو از درون خود گفتی تو می توانی و اینها محال نسیت
گفتی برای که بگویم که عاشقم اینجا جماعتی به جز کور و لال نیست
گفتی که شرح عشق برایم شنیدنی است گفتم مپرس قصه که جای سوال نیست
گفتی که عاشقی همه درد است و اشتیاق ما را جز اشتیاق وصالت خیال نیست
گفتم که ذهن من اکنون مشوش است زیرا جوابی از برای این سوال نیست
گفتم شود که بمانی تو پیش من تو می روی و آه که این ها خیال نیست
گفتی که خاک را به نگاهی طلا کنی دیریست خانه دل من جز سفال نیست
شعرم رسید آخر و من خسته ام که چون وزن و ردیف و قافیه و شور و حال نیست
خوشحال می شم نظرتون رو در مورد شعرو بگین
از فراسوی جهان بیکران می خواهمت
التماست می کنم اینجا بمان پیشم که من
در تمام لحظه ها از عمق جان می خواهمت
دوریت اخر مرا اواره ی دنیا کند
بین این مردان نامرد جهان می خواهمت
یار من این بیت ها را در کنار هم گذار
با همان اسم و همان شعر و بیان می خواهمت
شاعر : زینب
دیوانه ی بی نوا و پا بست کسی است
این لیلی سر گشته پر سوز و گداز
چندیست که عاشقانه سر مست کسی است